پیامک طنز اجتماعی

پیامک های طنز اجتماعی سری ۱

طنز اجتماعی

بعد از ۳-۴ ماه به طرف زنگ زدم پولمو بگیرم

میگه: واااای چه جالب! همین الان داشتم شمارتو می گرفتم!


به نادان از هر طرف که بنگری نادان است…

به گرگ از هر طرف که بنگری گرگ است…

به درد از هر طرف که بنگری درد است…

و چه دردناک است درد نادانی گرگ صفتانی که جامه آدمی پوشیده اند و توبه آن ها فقط مرگ است…


دوستم رفته یه پاکت سیگار بخره

به فروشنده میگه از اونا بدین که روش عکس “ریه” نداره ،

فروشنده گفت چرا آخه فرقی نمیکنه ،

دوستم گفت آخه هی چشمم میخوره به عکسش ، موقع سیگار کشیدن اذیت میشم !


یارو زنگ زده تلویزیون میگه : “حمل بر خودستایی نباشه، برنامه هاتون خیلی عالیه ! “


نمایندگی ایرانسل یه تابلو زده: شارژ ۲۰۰۰ تومانی فقط ۲۰۰۰ تومان !


طرف خودش رو زده به خواب ، وسط خواب خمیازه میکشه !


هر صفحه ای باز میکنی میبینی هر چی دلش خواسته نوشته ،

پائینش هم نوشته “دکتر علی شریعتی” !


یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه،

حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!

بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون،

دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!


شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی

که بفهمونی دوستش داری …

دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت !


طرف با اسم مهسا جووون اومده تو یه روم ، میگه :

من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید ؟

سی چهل نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت !

مشکلش که حل شد گفت : بچه ها … دمتون گرم !

اسمِ من عباسه ، نوکرم که مشکلمو حل کردین

اول با اسم خودم اومدم ، هیشکی جوابمو نداد


پیامک اجتماعی

ادامه پیامک های طنز اجتماعی سری۱


الان ۱۰ ماه از تغییر ساعت رسمی گذشته ، هنوز وقتی ساعت میپرسن میگن قدیمه ؟ یا جدید !؟


خاور با بار گوجه چپ کرده راننده داره دو دستی میرنه تو سر خودش

بعد ملت وایسادند از رو زمین مصرف گوجه یک سالشون رو جمع کنند


ﺗﻮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ , ﺩﯾﺪﻡ اونی که ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ!!!

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ؟

ﮔﻔﺖ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﯼ ..!!!

خلبان خودکشی کرده

کمک خلبان سکته

ماهم درحال سقوطیم


تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد

دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی!

پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش


طرف میخواد تو کنکور تقلب کنه زنگ میزنه دفتر مراجع استفتاء!


یکی از لوازم تحریرای لوکس زمان ما از این پاککن هایی بود که یه سرش پاک میکرد اون یکی سرش جاروووو !!

حکم تبلت الآن رو داشت!


به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟

گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس …!


اینایی که همیشه کلید دارن اما زنگ میزنن آسایش آدمو بهم میزنن

همون مردم‌ آزارهایی هستن که هر سری میرن حموم…میگن حوله !!


بارون که میزنه آدم ناخود آگاه یاد سه چیز میفته:

سهراب و شعرش

قمیشی و صداش

شهردار و … !


تلویزیون داره میگه :

جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن …

یهو مامانم برگشته میگه :

مسیرشون مشخصه دیگه …

اینترنت ..آشپزخونه…

اینترنت…دستشویی…

اینترنت…تخت خواب …!!!

پایان پیامک های طنز اجتماعی سری۱

لینک صفحات مشابه پیامک های طنز اجتماعی:

برای مطالعه پیامک های طنز ادبی کلیک کنید.

برای مطالعه پیامک های طنز سیاسی کلیک کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به این بحث و گفتگو بپیوندید؟
شما هم با سایر کاربران مشارکت کنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *